دانش آموزان پناهنده من است که زندگی چیزی به برداشت شود آموخته, لذت بردم, به اشتراک گذاشته شده, و سپاسگزار برای

آموزش cheerfulness و قدردانی از پناهندگان
جان Schoenbock در clasroom میز حدود 1989

به افتخار روز جهانی پناهندگان 2017: مهم ترین درس دانش آموزان پناهنده من را به من آموخته است که بدون توجه به مشکلات یک چهره, زندگی این است چیزی برای برداشت می شود, لذت بردم, به اشتراک گذاشته شده, و سپاسگزار برای

من معلم ESL از بوده است 1979, و در بسیاری از آن سال, بسیاری از دانشجویان من پناهنده شده اند. آنها را در سن گندم-هفتاد ساله بود, اگرچه اکثر نوجوانان, از آنجا که برای بیست و هفت سال تدریس من, بودم در واشنگتن دبیرستان در میلواکی. دانش آموزان از هر قاره آمده است, اما بسیاری از آنها بوده است از جنوب شرقی آسیا و از آفریقا. و با وجود تنوع در سن, زبان, دین, یا کشور مبدا, آنها برخی از صفات مشترک به اشتراک گذاشته شده: cheerfulness و قدردانی.

Cheerfulness و قدردانی

قابل توجه ترین ویژگی مشترک حس unflagging cheerfulness و قدردانی است. من پناهنده بد خلق یا whiny بياوريد. این تجربه دائما خفت آور است, از آنجا که من هرگز گرسنگی یا آزار و اذیت و ترس زندگی من شناخته شده, در عین حال من همیشه شکایت. و چیزهایی که من شکایت ناچیز به مشکلات که چهره این مهاجران به نظر می رسد. در بسیاری از مدارس من در تدریس کرده, که شامل بسیاری از مدارس میلواکی درآمد پایین تر, پناهنده بودند قطعا میان فقیرترین دانش آموزان. بسیاری از خانواده من به آمریکا چیزی به جز لباس در پشت آمد. آنها در پشت خانه خود را ترک کرده بودند, خانواده و دوستان خود, زبان خود را, معیشت آنها, و هر چیزی که به آنها آشنا بود. آنها به اعضای خانواده به جنگ از دست داده بود. هنوز آنها سپاسگزار برای هر روز و فرصت. آنها توانستند آگاه باشید از آنچه به آنها بود و نه در آنچه وجود ندارد و من سعی کنید به همین کار تدریس.

در چند سال گذشته, من نیز تدریس بزرگسالان پناهندگان. بر خلاف دانش آموزان دبستانی من, برخی از این بزرگسالان غیر فعال شده اند, یا کور یا اندام معمولا به علت آسیب های مربوط به جنگ را فراموش کرده. دوباره, با وجود مشکلات اضافه شده است که ناتوانی به ارمغان می آورد به زندگی (من خودم غیر فعال شده ملایم), این دانشجویان هرگز شکایت کرده است. آنها سپاسگزار و شاد است و بیان این روزانه. من یک بار ترکه هالی تازه در رده بزرگسالان پناهندگان برمه آورده از. یکی از کسانی که دانش آموزان نابینا از پله در دست ساز است. من به او مقدس است و او لبخندی زد و گفت:, "این خیلی سبز بوی!"این بیانیه ساده در روزهای دلگیر زمستانی من که من خیلی بیشتر از من متوجه شدم نشان داد.

فداکاری و مفیدترین joie

در سال اول من یا دو تا از آموزش بزرگسالان, برخی از والدین دانش آموزان بسیار است که من آموخته بود در واشنگتن بالا آشنا شدم. در حالی که پدر و مادر را به پوشیدن لباس های مورد استفاده در مدرسه آمد آموزان بالا آمد به مدرسه با لباس های جدیدتر. پدر و مادر بدیهی است که همه چیز برای فرزندان خود را فدا کردن شد. در حقیقت, عمل بسیار از خروج از خانه خود را به منظور بهبود زندگی فرزندان خود را قربانی بزرگ ممکن است. تا یکی دیگر از ویژگی های مشترک میان مهاجرین مواجه ایم که من یکی از فداکاری مشترک است.

صفت نهایی را پناهندگان توانایی در خود خنده است. هر سال وقتی که من بپرسید چه معمولا در خانه بخورند, یکی از آنها را ناچار خواهند گفت, "آشپزخانه را غذا خوردن" (معنی مرغ). به محض این که متوجه اشتباه خود را, عضویت آنها را در با بقیه کلاس خنده. بنابراین آنها را به طور کلی به نظر می رسد مفیدترین joie با وجود تروما فعلی و یا گذشته و تراژدی زندگی خود را. بنابراین, شاید مهم ترین درس دانش آموزان پناهنده من را به من آموخت که بدون توجه به چهره مشکلات یکی است, زندگی این است چیزی برای برداشت می شود, لذت بردم, به اشتراک گذاشته شده, و سپاسگزار برای. یک هدیه بسیار گرانبها به از دست دادن توان است.

به افتخار روز جهانی پناهندگان 2017, مرکز پناهندگان اینترنتی جمع آوری داستان از چه پناهندگان زندگی ما را بهتر.

پناهنده مرکز آنلاین معتقد تازه واردان کشور ما به مکانی بهتر. اسکان مجدد پناهندگان است و نه فقط چیزی اخلاقی به - آن را به ما و جوامع ما منافع و همچنین. این داستان از افرادی در سراسر کشور نشان دهد که چگونه دانستن, درس دادن, کار با, و شاید مهمتر از, دوستان بودن با, پناهندگان زندگی آمریکایی بهبود یافته است.

جهانی پناهندگان روز ژوئن 20, 2017

مشاهده وقایع در جامعه خود و یاد بگیرند که چگونه شما می توانید روز جهانی پناهندگان جشن 2017.

بیشتر بدانید
در باره جان Schoenbeck
Schoenbeck جان ESL در میلواکی برای تدریس است 38 سال. زمانی که او تدریس است, او لذت بردن از صرف وقت با خانواده اش, گوش دادن به موسیقی کلاسیک و اپرا (تمایز او واقعا هرگز درک است), باغبانی, و خواندن.